Reference Library ⚽️
26.4K subscribers
1.33K photos
160 videos
380K files
10.6K links
کتابخانه مرجع
مرجع تخصصی کتاب
آگاهی است که طغیان میکند

چنل آرشیو کتب:
@BOOKzMA

پشتیبانی، تبلیغات، دونیت و حمایت مالی از کانال:
@BOOKzMAAds
Download Telegram
این چنل کتاب، نزدیک به ۳۵۰ هزار تا کتاب آپلود کرده که میتونین بینش سرچ و دانلود کنید :)
تقریبا هر کتابی رو که بخواهید داره

محتوای کتابی
@RefereneceLibrary

چنل آرشیو که توش کتاب آپلود میشه
@BOOKzMA
18💋2🍓1💅1
وقتی باستان‌شناسان مقبره را باز کردند، همه چیز سر جایش بود...
بیش از ۳ هزار سال هیچ‌کس وارد آرامگاه یک فرعون جوان نشده بود. وقتی درِ مقبره باز شد، تخت‌های طلایی، ارابه‌ها، جواهرات، لباس‌ها و حتی دسته‌گل‌های خشک‌شده‌ای که در مراسم خاکسپاری گذاشته بودند، هنوز همان‌جا بودند؛ انگار زمان در آن اتاق متوقف شده بود.
نکتهٔ عجیب‌تر این بود که بیشتر آرامگاه‌های فرعون‌ها قرن‌ها قبل غارت شده بودند، اما این یکی تقریباً دست‌نخورده باقی مانده بود و به همین دلیل، یکی از بزرگ‌ترین کشفیات تاریخ باستان شد.
تصور کن... وسایلی که آخرین بار انسانی آن‌ها را لمس کرده بود، بیش از سه هزار سال قبل از تولد تو بوده است؛ و حالا دوباره نور خورشید را می‌بینند.
تاریخ فقط گذشته نیست؛ گاهی گذشته، منتظر می‌ماند تا دوباره کشف شود. 🏺


پ ن :منظور ، مقبرهٔ توت‌عنخ‌آمون است.
در سال ۱۹۲۲، باستان‌شناس بریتانیایی هاوارد کارتر پس از سال‌ها جست‌وجو، آرامگاه توت‌عنخ‌آمون را در دره پادشاهان کشف کرد.
وقتی از او پرسیدند داخل مقبره چه می‌بیند، پاسخ معروفش این بود:
«بله، چیزهای شگفت‌انگیزی می‌بینم.»
داخل مقبره بیش از ۵ هزار شیء از جمله ماسک طلایی مشهور، تخت‌های زرین، ارابه‌ها، جواهرات، سلاح‌ها، لباس‌ها، صندل‌ها، غذا و گل‌های خشک‌شدهٔ مراسم تدفین پیدا شد. دلیل اهمیت این کشف این بود که برخلاف بیشتر مقبره‌های فراعنه که در طول تاریخ غارت شده بودند، این آرامگاه تقریباً دست‌نخورده باقی مانده بود.

@ReferenceLibrary
9👍1🔥1
پشت پرده کتاب| هری پاتر

هری پاتر شاید هیچ‌وقت چاپ نمی‌شد...

سال ۱۹۹۵، جی. کی. رولینگ نوشتن هری پاتر و سنگ جادو را به پایان رساند و نسخه دست‌نویس کتاب را برای ناشرهای مختلف فرستاد.

نتیجه؟

۱۲ ناشر یکی پس از دیگری آن را رد کردند.

تا اینکه نسخه کتاب به انتشارات Bloomsbury رسید.

رئیس انتشارات، نایجل نیوتن، فصل اول کتاب را به دختر هشت‌ساله‌اش، آلیس، داد تا نظرش را بگوید.

چند ساعت بعد، آلیس کتاب را پس آورد و گفت:

«بابا، می‌شه ادامه‌ش رو هم بخونم؟»


همین واکنش، یکی از دلایل مهمی بود که ناشر تصمیم گرفت کتاب را چاپ کند.

البته مدیر انتشارات به رولینگ توصیه کرد:

«بهتره برای شغل ثابت هم فکر کنی؛ چون بعیده از نوشتن کتاب کودک درآمد زیادی به دست بیاری.»

اما تاریخ مسیر دیگری را انتخاب کرد...

اولین چاپ هری پاتر و سنگ جادو فقط ۵۰۰ نسخه بود؛ اما ... بقیه داستان را همه می‌دونیم...

@ReferenceLibrary
17🔥1
می‌دانی «دَریغ» از کجا آمده؟

امروز «دریغ» را بیشتر برای حسرت و افسوس به کار می‌بریم؛ اما این واژه در فارسی کهن، تنها یک آه کشیدن ساده نبود.

«دریغ» زمانی گفته می‌شد که چیزی آن‌قدر ارزشمند بود که دل از دست دادنش به درد می‌آمد؛ خواه یک انسان، خواه یک فرصت، یا حتی یک لحظه.

برای همین در ادبیات فارسی، «دریغ» بیشتر از آن‌که نشانه‌ی غم باشد، نشانه‌ی ارزش چیزی است که از دست رفته است.

چنان‌که فردوسی می‌گوید:

«دریغ است ایران که ویران شود
کنام پلنگان و شیران شود»
@ReferenceLibrary
18😢3👌2
روش موراکامی برای نوشتن ساده اما عمیق است. از آنچه «متوجه می‌شوید» شروع کنید، نه از آنچه فکر می‌کنید باید بگویید. همان‌طور که خودش می‌گوید: «آدم‌ها در جاهایی که بیشترین احساس راحتی دارند، ردپا از خودشان باقی می‌گذارند.»

@ReferenceLibrary
12👎1💅1
ما نسل عجیبی بودیم؛
عشق را در کتاب‌ها آموختیم و زندگی را در خیابان‌ها،
و آخر سر فهمیدیم هیچ‌کدام شبیه دیگری نیست.

@ReferenceLibrary
💔22🔥21🤡1
تو مکان‌های عمومی که کسی انتظار کتاب خوندن نداره، کافیه یه نفر کتاب دربیاره و شروع کنه. کم‌کم بقیه هم تحت تأثیر قرار می‌گیرن؛ اونی که کتاب داره درمیاره و می‌خونه، اونی که نداره گوشیو می‌ذاره کنار یا حتی با همون گوشی شروع می‌کنه PDF خوندن.
تست کنید، باحاله.
18👍8💯2🤝1
روزی گربه‌های سیاه را نحس می‌دانستند؛
شاید چون انسان همیشه از آنچه نمی‌فهمید، می‌ترسید.

اما این یکی،
میان قفسه‌های کتاب قدم می‌زند؛
نگهبانِ خاموشِ داستان‌ها،
و ساکنِ تاریک‌ترین و دوست‌داشتنی‌ترین گوشهٔ کتابخانه. 🐈‍⬛📚
@ReferenceLibrary
🌚147🥰3😭2
چرا گاهی توضیح دادن یک مفهوم، باعث می‌شود متوجه شویم آن را خوب نفهمیده‌ایم؟

بسیاری از ما تصور می‌کنیم موضوعی را کاملاً درک کرده‌ایم، اما وقتی می‌خواهیم آن را توضیح دهیم، ناگهان با خلأهای دانشی خود روبه‌رو می‌شویم.
روان‌شناسان این پدیده را «توهم عمق توضیح» می‌نامند. یعنی ما اغلب فکر می‌کنیم چیزی را بیشتر از آنچه واقعاً می‌دانیم، درک کرده‌ایم.
به همین دلیل، توضیح دادن یک ایده برای دیگران، یکی از بهترین روش‌ها برای سنجش میزان یادگیری است.
شاید اگر نتوانیم موضوعی را ساده توضیح دهیم، هنوز آن را به‌خوبی نفهمیده‌ایم.

منبع: کتاب The Knowledge Illusion نوشته Steven Sloman و Philip Fernbach.


@ReferenceLibrary
10👍4
در گذشته آرزو می‌کردیم دل زنی را که عاشقش بودیم به دست آریم، بعدها، همین حس که دل زنی با ماست می‌تواند برای عاشق کردنمان به او بس باشد. بدین گونه، از آنجا که در عشق پیش از هر چیز به جستجوی لذت ذهنی ایم، در سنی که به نظر می‌رسد گرایش به زیبایی یک زن بزرگترین بخش دلدادگی باشد، عشقی (هرچه بدنی تر) می‌تواند پدید آید بی آنکه، در آغاز، تمنایی در کار بوده باشد.
در این دورهٔ زندگی، پیشتر چند باری دچار عشق شده ایم؛ و او دیگر خودبخود و به پیروی از قانون های ناشناختهٔ بی چون و چرایش، در برابر دل شگفت زده و ناتوان ما، عمل نمی‌کند.
ما هم کمکش می‌کنیم، با حافظه و با تلقین در آن دستکاری می‌کنیم. با شناختن یکی از نشانه هایش، نشانه های دیگرش را به یاد می‌آوریم و زنده می‌کنیم. از آنجا که ترانه اش را از بریم، و کلمه به کلمه به دل سپرده ایم، نیازی نیست زنی اولش را (سرشار از ستایشی که زیبایی برمی‌انگیزد) به ما بگوید تا دنباله اش را به یاد آوریم. و اگر او از میانهٔ ترانه آغاز کند (آنجا که دلها به هم نزدیک می‌شود، آنجا که میگوییم تنها برای همدیگر زنده ایم) آن اندازه به این موسیقی آشناییم که بتوانیم بی‌درنگ در همانجا که او می‌خواهد با او همنوا شویم.

در جستجوی زمان ازدست رفته، مارسل پروست

برای دانلود کتاب، اینجا کلیک کن

@ReferenceLibrary
10
نهم مارس 1953؛ تشییع جنازه پر سر و صدا و با تمهیدات خارق العاده «جوزف استالین» دیکتاتورِ کمونیست، مارکسیست و لنینیستِ شوروی ملقب به «پدر ملت»
طبق آمار رسمی، 109 نفر زیر دست و پای جمعیت کشته شدند! حکومت شوروی این مشارکت عظیم و حضور ده ها نفر از شخصیت های سیاسی جهان را نشانه مشروعیت تزلزل ناپذیر خود جلوه داد

به چندماه نرسیده تسویه های درون گروهی به نزدیک ترین اشخاص و حتی اعضای خانواده استالین کشیده شد؛ تا جایی که تنها پسرش (واسیلی) به اتهامات کاملا واهی دستگیر و در مدت کوتاهی تحت بازجویی متخصصان شکنجه، به همه جرم های کرده و ناکرده اعتراف کرد. با آنکه بابت شرایط سخت زندان شدیدا بیمار و تقریبا فلج شد اما به هیچ یک از نامه نگاری ها و تقاضاهای او از سوی اعضای ارشد حزب توجهی نشد.
در سال 1961 از زندان آزاد شد اما همچنان تحت نظر باقی ماند. اوضاع علیه استالین که در سالهای رهبریش بر شوروی مقام خدایی داشت و کمترین مخالفتی با او به شدت سرکوب و مجازات میشد چنان تغییر کرده بود که واسیلی مجبور شد حتی هویتش را تغییر دهد. با این حال به محض آنکه سعی کرد با مشخصات جدید گذرنامه ای بگیرد، خبر مسمومیت و مرگش در رسانه ها منتشر شد
👍193👎3🔥1
همان‌طور که دلت میخواهد زندگی کن


📚 الهام‌گرفته از رمان: گریه آرام

✍️ اثر: کنزابورو اوئه

@ReferenceLibrary
4👎1👌1
به ندرت در هر صد نفر یک نفر ارزش آن را دارد که با او بحث کنی
بگذار دیگران هر چه دوست دارند بگویند
زیرا هر کس آزاد است که احمق باشد.

-ارتور‌ شوپنهاور
@ReferenceLibrary
14😁3💔1
😭81

‏چرا دلتنگیِ آدم مثل درخت خشک نمی‌شد؟
چرا نمی‌شد دلتنگی را مثل یک بلوط خشکاند و با تبر افتاد به جانش؟
چرا تبر بر شاخه‌ی خیس زوزه می‌کشید اما صداش بر تنه‌ی خشک، دهان باز می‌کرد؟
یک نیمه این طرف، یک نیمه آن طرف،
آماده‌ی سوختن.

عباس معروفی، نام تمام مردگان یحیاست


@ReferenceLibrary
💔7
آخرین کتابخانه‌ای که جهان را تغییر داد...
تصور کن وارد ساختمانی شوی که صدها هزار کتاب از سراسر دنیا در آن جمع شده است؛ کتاب‌هایی از ریاضیات، پزشکی، نجوم، فلسفه و ادبیات.
این فقط یک رویا نبود؛ کتابخانه اسکندریه واقعاً وجود داشت. گفته می‌شود دانشمندان از سراسر جهان باستان برای مطالعه و پژوهش به آنجا سفر می‌کردند.
اما این گنجینه عظیم، در جریان حوادث مختلف تاریخی از بین رفت و هزاران کتاب برای همیشه نابود شد. بعضی از مورخان معتقدند اگر کتابخانه اسکندریه باقی می‌ماند، شاید پیشرفت علم چند قرن زودتر اتفاق می‌افتاد.
📖 گاهی نابودی یک کتابخانه، از نابودی یک شهر هم دردناک‌تر است؛ چون با هر کتاب، بخشی از حافظه‌ی بشر از بین می‌رود.
@ReferenceLibrary
😢10💔2💘2
«آرزوی خلوتی؛
خلوتی خالی از هر فکر و ملاحظه،
و روبه‌رو بودن تنها با خودم.»

✦ یادداشت‌ها
فرانتس کافکا

دانلود اینجا کلیک کن
@ReferenceLibrary
9🔥1
گاهی زندگی آدم را میان دو راهیِ عجیبی رها می‌کند؛
نه دلِ ماندن می‌ماند و نه جرأتِ بازگشت.

جلو بروم یا عقب؟
اگر برگردم، باید دوباره از همان راهِ پر از چاله و زخم عبور کنم؛
از همان مسیرِ خسته‌کننده‌ای که روزی با هزار امید پشت سر گذاشتم.

پس شاید رفتن، با همه‌ی ترسش،
مهربان‌تر از بازگشت باشد؛
چون هنوز می‌شود به جاده‌ای که ندیده‌ایم امید بست،
و به افقی که شاید اندکی روشن‌تر باشد.

📚 «نامه به کودکی که هرگز زاده نشد»
✍️ اوریانا فالاچی

دانلود از اینجا
@ReferenceLibrary
6