«بیدار»ها شب را سپری میکنند؛
«بیدار»ها را شب سپری میکند.
برخی چشمها بستهاند، اما در خواب نیستند؛
برخی چشمها بازند، اما خواب از آنها رخت بربسته است.
@ReferenceLibrary
«بیدار»ها را شب سپری میکند.
برخی چشمها بستهاند، اما در خواب نیستند؛
برخی چشمها بازند، اما خواب از آنها رخت بربسته است.
@ReferenceLibrary
❤8🕊1
چرا جوابی که خودتان پیدا میکنید، ماندگارتر از جوابی است که مستقیم میخوانید؟
وقتی مغز برای کشف پاسخ تلاش میکند، شبکههای بیشتری فعال میشوند. به همین دلیل، اطلاعاتی که خودتان به آنها میرسید، معمولاً بهتر در حافظه باقی میمانند.
به همین خاطر، حل مسئله اغلب از دیدن راهحل آماده مؤثرتر است.
@ReferenceLibrary
وقتی مغز برای کشف پاسخ تلاش میکند، شبکههای بیشتری فعال میشوند. به همین دلیل، اطلاعاتی که خودتان به آنها میرسید، معمولاً بهتر در حافظه باقی میمانند.
به همین خاطر، حل مسئله اغلب از دیدن راهحل آماده مؤثرتر است.
منابع: Slamecka & Graf (1978)؛ Fiorella & Mayer (2016).
@ReferenceLibrary
❤18👍1🔥1
یکی از بزرگترین روزهای زندگیم روزی بود که فهمیدم آنچه در من به نظر دیگران ناپسند و خطرناک میآید اتفاقا بهترین و اصلیترین خصوصیات من است!
برای دانلود کتاب، اینجا کلیک کن
@ReferenceLibrary
خانواده تیبو، روژه مارتن دو گار
ترجمه منتخب : ابوالحسن نجفی
برای دانلود کتاب، اینجا کلیک کن
@ReferenceLibrary
❤16👍7
آن کسی که وجدان دارد اگر به اشتباه خود پی برد، رنج میکشد. این خود بیش از اعمال شاقه برایش مجازات است.
برای دانلود کتاب، اینجا کلیک کن
@ReferenceLibrary
جنایت و مکافات، فئودور داستایوفسکی
ترجمه منتخب : اصغر رستگار
برای دانلود کتاب، اینجا کلیک کن
@ReferenceLibrary
❤17💔2👍1🔥1
وقتی مجبورید در جایی که اکنون هستید بمانید
کتاب خواندن،به شما جای دیگری برای رفتن میدهد.
#میسون_کولی
@ReferenceLibrary
کتاب خواندن،به شما جای دیگری برای رفتن میدهد.
#میسون_کولی
@ReferenceLibrary
❤28👍6
بعضی کتابها قاتل را پنهان میکنند،
بعضی دیگر حقیقت را.
«راز حبابها»
داستانِ قدم گذاشتن در جهانیست
که در آن هر چهره میتواند نقابی باشد
و هر پاسخ،
آغازِ معمایی تازه.
آگاتا در این کتاب،
بیش از آنکه از جنایت بگوید،
از راز مینویسد؛
از چیزهایی که زیرِ سطحِ آرامِ زندگی پنهان میمانند،
درست شبیه حبابهایی
که ناگهان از اعماق برمیآیند
و برای لحظهای کوتاه،
حقیقت را به سطح میآورند.
دانلود از اینجا
@ReferenceLibrary
بعضی دیگر حقیقت را.
«راز حبابها»
داستانِ قدم گذاشتن در جهانیست
که در آن هر چهره میتواند نقابی باشد
و هر پاسخ،
آغازِ معمایی تازه.
آگاتا در این کتاب،
بیش از آنکه از جنایت بگوید،
از راز مینویسد؛
از چیزهایی که زیرِ سطحِ آرامِ زندگی پنهان میمانند،
درست شبیه حبابهایی
که ناگهان از اعماق برمیآیند
و برای لحظهای کوتاه،
حقیقت را به سطح میآورند.
دانلود از اینجا
@ReferenceLibrary
❤9
من از تمام دختران شهر سر بودم
افسوس، از بازی دنیا بیخبر بودم
از عکسهایی که به دیوار اتاقت بود
هر چند زیباتر نبودم، سادهتر بودم
هر جا کم آوردی کنارت بیشتر ماندم
با اینکه زن بودم ولی مرد خطر بودم
هر جا به خاکی میزدی از آن همه همراه
تنها یکی میماند، من آن يک نفر بودم
هر جا یکی کم بود کاسه کوزههایت را
روی سر او بشکنی، آن دور و بر بودم
از دور میفهمم چه حالی شاد یا غمگین...
اما تو چه؟ دیروز فهمیدی پکر بودم؟
از خود به تو، از تو به غم، از غم به تنهایی
من در تمام عمر در حال سفر بودم
من عاشقی کردم تو عادت، فرق ما این بود
اهل سیاست بودی و اهل هنر بودم
ای کاش آن روزی که گفتی دوستت دارم
یا لال بودی، نه زبانم لال! کر بودم...
گفتی اگر تو جای من بودی چه میکردی؟
ترکت نمیکردم عزیزم من اگر بودم
برگشتی و تنهاییام را بیشتر کردی
من هم به پایت سوختم از بس که خر بودم
- مائده هاشمی
@ReferenceLibrary
افسوس، از بازی دنیا بیخبر بودم
از عکسهایی که به دیوار اتاقت بود
هر چند زیباتر نبودم، سادهتر بودم
هر جا کم آوردی کنارت بیشتر ماندم
با اینکه زن بودم ولی مرد خطر بودم
هر جا به خاکی میزدی از آن همه همراه
تنها یکی میماند، من آن يک نفر بودم
هر جا یکی کم بود کاسه کوزههایت را
روی سر او بشکنی، آن دور و بر بودم
از دور میفهمم چه حالی شاد یا غمگین...
اما تو چه؟ دیروز فهمیدی پکر بودم؟
از خود به تو، از تو به غم، از غم به تنهایی
من در تمام عمر در حال سفر بودم
من عاشقی کردم تو عادت، فرق ما این بود
اهل سیاست بودی و اهل هنر بودم
ای کاش آن روزی که گفتی دوستت دارم
یا لال بودی، نه زبانم لال! کر بودم...
گفتی اگر تو جای من بودی چه میکردی؟
ترکت نمیکردم عزیزم من اگر بودم
برگشتی و تنهاییام را بیشتر کردی
من هم به پایت سوختم از بس که خر بودم
- مائده هاشمی
@ReferenceLibrary
🤣20💘8❤5👏4✍1
یکی از زیباترین ظرافتهای زبان فارسی، همین است:
«طاقتم طاق شده...»
آنقدر از طاقت کاسته شده که حتی «ت» آخرش را هم از دست داده
و از همهٔ صبرِ دنیا،
فقط «طاق» مانده است.
معرکه است این زبان؛
گاهی خودِ کلمات هم خسته میشوند.
@ReferenceLibrary
«طاقتم طاق شده...»
آنقدر از طاقت کاسته شده که حتی «ت» آخرش را هم از دست داده
و از همهٔ صبرِ دنیا،
فقط «طاق» مانده است.
معرکه است این زبان؛
گاهی خودِ کلمات هم خسته میشوند.
@ReferenceLibrary
😍18❤6👍2🤣1😇1
«آدمی دیکتاتوری را به منظور حراست از انقلاب برپا نمیکند انقلاب میکند تا دیکتاتوری برپا کند. هدف اعدام اعدام است .هدف شکنجه شکنجه است.»
«یک جامعهی طبقاتی، فقط براساس وجود فقر و نادانی قابل دوام است. تا آگاه نشدهاند عصیان نمیکنند وتا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.»
«در دنیای ما عواطفی جز ترس. خشم و پیروزی و ذلت نخواهد بود.»
«در مقابل درد، هیچ کس نمیتواند قهرمان بماند، هیچکس.»
برای دانلود کتاب، اینجا کلیک کن
@ReferenceLibrary
«یک جامعهی طبقاتی، فقط براساس وجود فقر و نادانی قابل دوام است. تا آگاه نشدهاند عصیان نمیکنند وتا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.»
«در دنیای ما عواطفی جز ترس. خشم و پیروزی و ذلت نخواهد بود.»
«در مقابل درد، هیچ کس نمیتواند قهرمان بماند، هیچکس.»
1984، جورج اورول
ترجمه منتخب : صالح حسینی
برای دانلود کتاب، اینجا کلیک کن
@ReferenceLibrary
👍18❤4👏2👎1
چرا جوابی که «نوک زبان» است را نباید فوراً جستوجو کنیم؟
اگر احساس میکنید پاسخ را «تقریباً» به یاد دارید، چند دقیقه به مغز فرصت بدهید.
پژوهشها نشان میدهند تلاش برای بازیابی اطلاعات، حتی اگر کمی زمان ببرد، میتواند حافظه را تقویت کند. البته اگر بعد از مدتی پاسخ را پیدا نکردید، بهتر است جواب درست را بررسی کنید.
@ReferenceLibrary
اگر احساس میکنید پاسخ را «تقریباً» به یاد دارید، چند دقیقه به مغز فرصت بدهید.
پژوهشها نشان میدهند تلاش برای بازیابی اطلاعات، حتی اگر کمی زمان ببرد، میتواند حافظه را تقویت کند. البته اگر بعد از مدتی پاسخ را پیدا نکردید، بهتر است جواب درست را بررسی کنید.
منابع: Kornell, Hays & Bjork (2009)؛ Make It Stick (2014).
@ReferenceLibrary
👍10❤1
چه خوب است که انسان روحي را يافته باشد تا در ميان آشوبِ طوفان بتواند در دامنش بخزد. پناهگاهي اطمينانبخش که در آن به انتظار آرامش ضربان قلب خود نفسي برآورد. بزرگترين شادي را در آن بيابد که خود را به اختيار او گذارد، احساس کند که رازدارش اوست، اختياردارش اوست. زيباييهاي جهان را با حواس او در آغوش کشد، با قلب او از زندگي کام گيرد، حتي با او رنج ببرد... آه رنج کشيدن با دوست، شاديست!
برای دانلود کتاب، اینجا کلیک کن
@ReferenceLibrary
ژان کريستف، رومن رولان
ترجمه منتخب : محمود اعتماد زاده (به آذین)
برای دانلود کتاب، اینجا کلیک کن
@ReferenceLibrary
❤9👍1
مردم خوشبخت هرگز روشنایی ضعیف، و تاریکی را نمیپذیرند.
راضی نمیشوند که سیاه باشند. شب است، باشد. اما ظلمات نباید باشد.
اگر خورشید وجود ندارد باید خورشیدی بوجود آورد.
برای دانلود کتاب، اینجا کلیک کن
@ReferenceLibrary
راضی نمیشوند که سیاه باشند. شب است، باشد. اما ظلمات نباید باشد.
اگر خورشید وجود ندارد باید خورشیدی بوجود آورد.
بینوایان، ویکتور هوگو
ترجمه منتخب : محمدرضا پارسایار
برای دانلود کتاب، اینجا کلیک کن
@ReferenceLibrary
❤6👍1
اگه فقط اسم «مزرعه حیوانات» رو شنیدی، اینو بدون...
این کتاب یه زمانی اونقدر جنجالی بود که چندین ناشر حاضر نشدن چاپش کنن!
نه به خاطر اینکه کتاب بدی بود...
فقط چون حقیقتی رو میگفت که خیلیها دوست نداشتن شنیده بشه.
وقتی جورج اورول «مزرعه حیوانات» رو نوشت، خیلی از ناشرها از انتشارش ترسیدن. نه چون کتاب ضعیف بود؛ چون داستانش حکومت استالین و دیکتاتوری رو به شکل نمادین نقد میکرد و اون زمان شوروی متحد بریتانیا بود.
حتی یکی از ناشرها بعد از اینکه تقریباً تصمیمش رو گرفته بود، از چاپ کتاب منصرف شد.
اما اورول کوتاه نیومد...
بالاخره کتاب در سال ۱۹۴۵ منتشر شد و تبدیل شد به یکی از ماندگارترین رمانهای قرن بیستم.
جالب است بدانید اورول بارها تأکید کرده بود که این کتاب فقط درباره یک حکومت یا یک کشور نیست؛ بلکه هشداری است درباره این حقیقت که قدرت، اگر مهار نشود، میتواند هر آرمانی را به فساد بکشاند.
شاید اگه اون روزها اورول ناامید میشد، امروز هیچوقت
رو نمیخوندیم.
@ReferenceLibrary
این کتاب یه زمانی اونقدر جنجالی بود که چندین ناشر حاضر نشدن چاپش کنن!
نه به خاطر اینکه کتاب بدی بود...
فقط چون حقیقتی رو میگفت که خیلیها دوست نداشتن شنیده بشه.
وقتی جورج اورول «مزرعه حیوانات» رو نوشت، خیلی از ناشرها از انتشارش ترسیدن. نه چون کتاب ضعیف بود؛ چون داستانش حکومت استالین و دیکتاتوری رو به شکل نمادین نقد میکرد و اون زمان شوروی متحد بریتانیا بود.
حتی یکی از ناشرها بعد از اینکه تقریباً تصمیمش رو گرفته بود، از چاپ کتاب منصرف شد.
اما اورول کوتاه نیومد...
بالاخره کتاب در سال ۱۹۴۵ منتشر شد و تبدیل شد به یکی از ماندگارترین رمانهای قرن بیستم.
جالب است بدانید اورول بارها تأکید کرده بود که این کتاب فقط درباره یک حکومت یا یک کشور نیست؛ بلکه هشداری است درباره این حقیقت که قدرت، اگر مهار نشود، میتواند هر آرمانی را به فساد بکشاند.
شاید اگه اون روزها اورول ناامید میشد، امروز هیچوقت
«همهی حیوانات برابرند، اما بعضی حیوانات برابرترند»
رو نمیخوندیم.
@ReferenceLibrary
❤21👌2
«روشنفکرانِ چه میخواهم»
من مانندِ Julein Bend
که در نیمهٔ اوّلِ قرن بیستم از خیانتِ روشنفکران سخن به میان آورد نیستم و قصد توهین به هیچ روشنفکر راستینی را ندارم. از میرزا فتحعلی آخوندزاده و میرزا آقاخان کرمانی بگیر تا سید حسن تقیزاده و دکتر ارانی و بهار و نیما یوشیج و صادق_هدایت و ذبیح بهروز، ولی در مجموع آنها را به دو گروه تقسیم میکنم:
الف. روشنفکرِ «نمیخواهم»
ب. روشنفکر ِ «چه میخواهم»
متأسفانه جامعهٔ عقلگریزِ ما همیشه به «روشنفکران نمیخواهم»
(امثال صادق هدایت) بها داده است و از «روشنفکر چه میخواهم»
(امثال سید حسن تقی زاده و دکتر ارانی) با بیاعتنایی و گاه نفرت یاد کرده است.
ولی آنها که سازندگان این سرزمیناند بیشتر همان «روشنفکران چه میخواهم»اند چه ارانی باشد و چه تقیزاده. در ایران برای این که شما مصداق روشنفکر نمیخواهم شوید کافی است که از مادرتان قهر کنید و بگویید «خورشتِ بادمجان را دوست ندارم» و یک عدد رمان پستمدرن کذایی و یا چند شعر جیغ بنفشِ بیوزنِ بیقافیه و بیمعنی (احمدای مُدرن) هم در این عوالم مرتکب شوید و به تمام کائنات هم بد و بیراه بگویید و دهنکجی کنید. ولی روشنفکر چه میخواهم شدن بسیار دشوار است و «خربزه خوردنی» است که حتی پس از مرگ هم باید «پای لرز» آن بنشینید.
از نکات عبرت آموز یکی هم این است که فرنگیجماعت نیز، برای روشنفکران نمیخواهم ما همیشه کف زدهاند..
محمدرضا شفیعی کدکنی
با چراغ و آینه ، دانلود کتاب
@ReferenceLibrary
من مانندِ Julein Bend
که در نیمهٔ اوّلِ قرن بیستم از خیانتِ روشنفکران سخن به میان آورد نیستم و قصد توهین به هیچ روشنفکر راستینی را ندارم. از میرزا فتحعلی آخوندزاده و میرزا آقاخان کرمانی بگیر تا سید حسن تقیزاده و دکتر ارانی و بهار و نیما یوشیج و صادق_هدایت و ذبیح بهروز، ولی در مجموع آنها را به دو گروه تقسیم میکنم:
الف. روشنفکرِ «نمیخواهم»
ب. روشنفکر ِ «چه میخواهم»
متأسفانه جامعهٔ عقلگریزِ ما همیشه به «روشنفکران نمیخواهم»
(امثال صادق هدایت) بها داده است و از «روشنفکر چه میخواهم»
(امثال سید حسن تقی زاده و دکتر ارانی) با بیاعتنایی و گاه نفرت یاد کرده است.
ولی آنها که سازندگان این سرزمیناند بیشتر همان «روشنفکران چه میخواهم»اند چه ارانی باشد و چه تقیزاده. در ایران برای این که شما مصداق روشنفکر نمیخواهم شوید کافی است که از مادرتان قهر کنید و بگویید «خورشتِ بادمجان را دوست ندارم» و یک عدد رمان پستمدرن کذایی و یا چند شعر جیغ بنفشِ بیوزنِ بیقافیه و بیمعنی (احمدای مُدرن) هم در این عوالم مرتکب شوید و به تمام کائنات هم بد و بیراه بگویید و دهنکجی کنید. ولی روشنفکر چه میخواهم شدن بسیار دشوار است و «خربزه خوردنی» است که حتی پس از مرگ هم باید «پای لرز» آن بنشینید.
از نکات عبرت آموز یکی هم این است که فرنگیجماعت نیز، برای روشنفکران نمیخواهم ما همیشه کف زدهاند..
محمدرضا شفیعی کدکنی
با چراغ و آینه ، دانلود کتاب
@ReferenceLibrary
❤6🔥3👎1
بمان که عشق
به حالِ من و تو غبطه خورَد،
بمان که یارِ توام
عشق کن که یارِ منى
💛
#هوشنگ ابتهاج
@ReferenceLibrary
به حالِ من و تو غبطه خورَد،
بمان که یارِ توام
عشق کن که یارِ منى
💛
#هوشنگ ابتهاج
@ReferenceLibrary
❤7👌1
او در ریاضیات تاریخساز شد… اما ریاضیات اصلاً اولین عشقش نبود.
مریم میرزاخانی که در ایران به دنیا آمده بود، در واقع میخواست نویسنده شود. ولی وقتی دنیای حل مسئلههای ریاضی رو کشف کرد، دیگه هیچوقت به عقب نگاه نکرد.
او پشت سر هم دو مدال طلای المپیاد بینالمللی ریاضی گرفت و به عنوان اولین زن ایرانی تاریخساز شد.
کارهایش در هندسه و توپولوژی، درک ما از فضاهای خمیده رو کاملاً تغییر داد و رازهایی از جهان ریاضی رو برملا کرد.
سال ۲۰۱۴، او اولین زنی شد که مدال فیلدز (بالاترین افتخار دنیای ریاضیات) رو برد.
یک پیشگام واقعی که خیلی زود، فقط در ۴۰ سالگی، از میان ما رفت؛ اما میراثش هنوز هم نسلهای زنان در علوم، فناوری، مهندسی و ریاضیات (STEM) رو الهام میبخشد.
مریم میرزاخانی که در ایران به دنیا آمده بود، در واقع میخواست نویسنده شود. ولی وقتی دنیای حل مسئلههای ریاضی رو کشف کرد، دیگه هیچوقت به عقب نگاه نکرد.
او پشت سر هم دو مدال طلای المپیاد بینالمللی ریاضی گرفت و به عنوان اولین زن ایرانی تاریخساز شد.
کارهایش در هندسه و توپولوژی، درک ما از فضاهای خمیده رو کاملاً تغییر داد و رازهایی از جهان ریاضی رو برملا کرد.
سال ۲۰۱۴، او اولین زنی شد که مدال فیلدز (بالاترین افتخار دنیای ریاضیات) رو برد.
یک پیشگام واقعی که خیلی زود، فقط در ۴۰ سالگی، از میان ما رفت؛ اما میراثش هنوز هم نسلهای زنان در علوم، فناوری، مهندسی و ریاضیات (STEM) رو الهام میبخشد.
۹ سال پیش در چنین روزی، مریم میرزاخانی، پس از چند سال مبارزه با سرطان پستان، در ۴۰ سالگی چشم از جهان فروبست. یادش گرامی و نامش جاودان.
❤44😢3🏆2💘1
پیروزیهای چشمگیری ندارم ولی میتوانم با شکستهایی که زنده از آن بیرون آمدهام غافلگیرت کنم.
- منسوب به آنتون چخوف.
@ReferenceLibrary
- منسوب به آنتون چخوف.
@ReferenceLibrary
❤8🦄3😢2👎1
Forwarded from سَبز
اسمش را هرچه میخواهید بگذارید اما عدالت نیست…
یکی شبها با صدای انفجار از خواب بپرد، خانهاش بلرزد، با اضطراب تا صبح بیدار بماند و صبح با همان دستهای لرزان سر جلسهی امتحانی بنشیند که آیندهاش را رقم میزند…
و یکی دیگر در آرامش فقط دغدغهی درسش را داشته باشد..
سهم بسیاری از کنکور، استرسِ فراموشکردنِ یک فرمول بود
اما سهم ما صدای انفجاری بود که حتی وسط امتحان هم رهایمان نمیکرد..
نه اجازه ی رفتن داشتیم
نه فرصت پناه گرفتن
اگر روزی «نتیجه ها»را کنار هم گذاشتید، یادتان باشد «مسیر ها» را هم کنار هم بگذارید..
همه به یک مقصد نگاه میکردیم؛ اما همه از یک جاده نگذشتیم.
کاش عدالت فقط روی کاغذِ سوال ها معنا نمیشد..
_۲۳ تیرِ ۱۴۰۵-امتحاناتِنهایی در بحبوحهٔ جنگِ جنوب…
یکی شبها با صدای انفجار از خواب بپرد، خانهاش بلرزد، با اضطراب تا صبح بیدار بماند و صبح با همان دستهای لرزان سر جلسهی امتحانی بنشیند که آیندهاش را رقم میزند…
و یکی دیگر در آرامش فقط دغدغهی درسش را داشته باشد..
سهم بسیاری از کنکور، استرسِ فراموشکردنِ یک فرمول بود
اما سهم ما صدای انفجاری بود که حتی وسط امتحان هم رهایمان نمیکرد..
نه اجازه ی رفتن داشتیم
نه فرصت پناه گرفتن
اگر روزی «نتیجه ها»را کنار هم گذاشتید، یادتان باشد «مسیر ها» را هم کنار هم بگذارید..
همه به یک مقصد نگاه میکردیم؛ اما همه از یک جاده نگذشتیم.
کاش عدالت فقط روی کاغذِ سوال ها معنا نمیشد..
_۲۳ تیرِ ۱۴۰۵-امتحاناتِنهایی در بحبوحهٔ جنگِ جنوب…
💔31❤1
Reference Library ⚽️
کتاب قوی سیاه اثر نسیم نیکلاس طالب رو خوندین؟
فرض کنید که قانون گذاری در تاریخ ۱۰ سپتامبر ۲۰۰۱ با شجاعت دقت بینش و ثبات قدم قانونی را به تصویب میرساند که تأثیری جهانی به دنبال خواهد داشت.
@ReferenceLibrary
این قانون باعث میشود که درهای ضد گلوله قفل شده در کابین خلبان با هزینه بسیار بالا به کار گذاشته شود فقط برای جلوگیری از اینکه ممکن است هواپیمای تروریستی به مرکزهای تجاری نیویورک حمله کند. میدانم که حماقت است اما این فقط یک آزمایش خیالی است میدانم که چیزی به نام قانون گذار آگاه با جرأت با بینش وجود ندارد، اما این دقیقاً منظور همین آزمایش خیالی است قانون گذاری معیار پرطرفداری در بین پرسنل خطوط هوایی نیست چراکه زندگیهای آنها را پیچیده تر میکند اما اگر این اتفاق می افتاد مطمئناً حادثه ۱۱ سپتامبر به وقوع نمی پیوست.
مجسمه آن فردی را که قانون قفل کابین خلبان را در هواپیماها به تصویب رسانده بود در هیچ میدانی از شهر نمیگذاشتند. حتی زمانی که در می گذشت هم آگهی فوتش را در روزنامه ای خیلی عادی به اطلاع عموم می رساندند. جو اسمیت که جلوی حادثه ۱۱ سپتامبر را گرفت از بیماری کبد در گذشت. برعکس با دیدن این نظر غیر ضروری او و هزینه هایی که به دنبال داشت عموم مردم با کمک خلبانهای خطوط هوایی او را از دفترش بیرون می انداختند او در نهایت افسردگی و احساس شکست بازنشست میشد. با این احساس که هیچ کار مفیدی انجام نداده است می مرد. ای کاش میتوانستم در مراسم خاکسپاری اش شرکت کنم اما خوانندگان عزیز نمی توانم این فرد را پیدا کنم حتی آن افرادی که ادعا می کنند به جلب توجه اعتقادی ندارند در واقع دارند آن را پس میزنند. ببینید که چگونه قهرمان خاموش جایزه دریافت میکند حتی سیستم هورمونی او هم طوری با او رفتار میکند که به او جایزه ای تعلق نگیرد.
اکنون بازگردیم به حادثه ۱۱ سپتامبر پس از حادثه چه کسی توجه را از آن خود کرد؟ آن افرادی که در رسانه ها دیدید کسانی که در تلویزیون ادای قهرمانها را در می آوردند و آن کسانی که سعی میکردند این احساس را به شما منتقل کنند که کارهای قهرمانانه ای انجام داده اند. دسته دوم شامل افرادی مانند رئیس شرکت سهامداری نیویورک ریچارد گرسو میباشد که شرکت سهامداری را نجات داد و پاداش بزرگی به خاطر کمکهای بی فروغش دریافت کرد پاداشی مساوی چندهزار برابر حقوق عادی اش تنها کاری که باید انجام میداد این بود که به موقع آنجا حضور داشته باشند تا فرصت را از آن خود کند در تلویزیون تلویزیونی که ما میبینیم انتقال دهنده بی انصافی و دلیل اصلی کوری قوی سیاه است.
به چه کسی پاداش داده میشود؟ بانکداری که جلوی بحران اقتصادی را می گیرد یا کسی که خیلی اتفاقی خطاهای اجدادش را تصحیح می کند و هنگام بهبود اقتصاد در صحنه حضور دارد؟ کدام یک ارزشمندتر است؟ سیاستمداری که جلوی جنگ را میگیرد یا آن که جنگ جدیدی را شروع می کند و آنقدر خوش شانس است که آن را میبرد؟ این نقص همان منطقی است که پیش تر با ارزش آن چه که نمیدانیم به آن پی بردیم. همه می دانند که پیشگیری مهمتر از درمان است اما افراد کمی وجود دارند که به کارهای پیشگیرانه پاداش میدهند ما آن افرادی را می ستاییم که نامشان در کتاب های تاریخی است کتابهایی که به هزینه کمک کنندگان واقعی چاپ شده است که هیچ نامی از آنها در آن کتابها نیست. ما انسانها تنها نژادی سطحی نگر نیستیم این) تا حدی قابل درمان است؛ بلکه ما نژادی بسیار بی انصاف هستیم.دانلود کتاب
@ReferenceLibrary
❤3👍2👎1🔥1🍓1